loading...
فارس موزیک
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
چگونه به دعواهای زناشویی پایان دهید 0 233 amirfana
اختلاف های اساسی ، خوشبختی ،زندگی زناشویی 0 125 amirfana
یک رابطه خوب زناشویی نیازمند چه مرزهایی است 0 128 amirfana
درصد خیانت های زناشویی، زمینه جنسی دارند 90 0 117 amirfana
چطور از خیانت های زناشویی جلوگیری کنیم 0 111 amirfana
آیا از روزمره گی زندگی زناشویی خود خسته شده اید+ 8راه حل 0 124 amirfana
عادتهایی که باعث سردی روابط زناشویی می شود 0 115 amirfana
زن و مرد ها به تفاوت های یکدیگردرمسایل زناشویی احترام بگذارند 0 175 amirfana
چگونه پس از ماه عسل از رکود زندگی زناشویی جلوگیری کنیم؟ 0 106 amirfana
زنان شویی 0 144 amirfana
تزریق واکسن آنفولانزا در دوران شیردهی 0 134 amirfana
درد مداوم کف پا در طول شش هفته را جدی بگیرید 0 128 amirfana
کشف جدید ترین روش علمی برای لاغری و تناسب اندام توسط محققین 0 105 amirfana
رژیم غذایی مخصوص افراد مبتلا به آرتریت 0 106 amirfana
نقش تغذیه در پیشگیری و درمان کیست تخمدان 0 97 amirfana
این 17 ماده غذایی را بخورید تا احساس جوانی کنید 0 116 amirfana
درخت بید یا آسپرین: کدام را انتخاب کنیم؟ 0 93 amirfana
علائم نشان دهنده ی تغییرات هورمونی در خانم ها 0 94 amirfana
سرفه را با این نوشیدنی ها درمان کنید 0 100 amirfana
رئیس مجلس شورای اسلامی: باید از برجام حمایت کرد / غربی‌ها هیچگاه ‌به فکر براندازی ایر 0 113 amirfana
فارس موزیک بازدید : 37 شنبه 28 آذر 1394 نظرات (0)

مردی بالای درخت رفت. گفتند: برای چه به بالای درخت می روی؟ گفت: آخر می خواهم توت بخورم. گفتند: این که درخت چنار است، توت ندارد. گفت: توت داخل جیبم است.
 

کار کردن
پرویز: مامان می شود من امروز ظرف ها را بشویم؟
مادر: نه پسرم، این کار من است. چرا می خواهی کمکم کنی؟
پرویز: آخر امروز آقا معلم گفته من توی ریاضی ضعیف هستم. باید در خانه کار کنم.

 منتظر من نباشید
خانم خدمتکار جدیدش را صدا کرد و گفت: اینو باید بدونی که هر روز ساعت 8 صبح صبحانه می خورم.


خدمتکار گفت: پس اگر من ساعت 8 بیدار نشده بودم، منتظرم نشوید!؟

 دعوا
دو جوجه با هم دعوایشان شد. جوجه ای که شکست خورده بود گفت: حیف که جوجه ای، وگرنه آنقدر می زدمت که تا صبح زار زار جیک جیک کنی!

 تقلید صدا
اولی: من به قدری در تقلید صدای مرغ مهارت دارم که وقتی صدای مرغ در می آورم، همه جوجه هایی که در اطراف من هستند،می دوند دورم جمع می شوند.

دومی: این که چیزی نیست، من نصف شب ها که صدای خروس را تقلید می کنم، خورشید طلوع می کند.
 
علت دستگیری
قاضی: خب، بگو این دفعه برای چه تو را دستگیر کرده اند؟

متهم: جناب قاضی! برای این که پیر شده ام و دیگر نمی توانم مثل سابق فرار کنم.

 ظرفیت آسانسور
یکی سوار آسانسور می شه می بینه نوشته «ظرفیت دوازده نفر» با خودش می گه عجب بددبختی ها، حالا من یازده نفر دیگه رو از کجا بیارم!!

 
منابع:کتاب قهقهه ممنوع

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    سریال های ایرانی

    آمار سایت
  • کل مطالب : 3910
  • کل نظرات : 93
  • افراد آنلاین : 233
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 437
  • آی پی دیروز : 101
  • بازدید امروز : 3,184
  • باردید دیروز : 202
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 3,184
  • بازدید ماه : 6,247
  • بازدید سال : 48,490
  • بازدید کلی : 609,522
  • سخنان بزرگان
    آمار سایت